تبليغاتX
مونک
 
مونک
 
 
از خدا از عشق از ایران از خواستن از توانستن از ... تا ... !
 
به نام خدا

وقتی بعد مدتی طولانی بخوای دوباره بری سروقت کارهایی که دیگه خیلی وقته ازش دور بودی خیلی سخت میشه!

دیگه حتی حال و حوصله اش هم نداری مگر اینکه ...

... مگر اینکه شرایط روزای قبل برگرده و دیگه اونقدر بیکار بشی که واسه در اومدن از اون بیکاری و تنهایی به کارای گذشته پناه ببری !

بگذریم!

"انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست."

فکر میکنم اصل جمله یه چیز دیگه بود اما این جمله هم به اون نزدیکه! بههر حال این جمله رو کپی کردم!

شب بخیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 |+| نوشته شده در  جمعه 1389/11/08ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 
به نام خدا

مثل همیشه بعد یه مدت طولانی مسیرمون به این طرفا رسید!

پس با سلام خدمت بچه هایی که ما رو فراموش کردن!

.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به امید دیدار! 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/29ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 
ارزویم این است :

دیدن اوج غرورت در صبح ، و رسیدن به همه رویایت

من دعا خواهم کرد:

روزهایت پر نور ،شب تو مهتابی، دل تو صادق و صاف، رنگ باران باشد

.

.

.

-----------------------------

وقتی از غربت ایام دلم میگیرد

مرغ امید من از شدت غم می میرد

دل به رویای خوش خاطره ها می بندم

باز هم خاطر تو دست مرا میگیرد

-----------------------------------------------------------

( منصوره جان ممنون که به یادم بودی!)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/27ساعت 3:52 قبل از ظهر  توسط طاهره  | 

پرنده در صدای خوشش رنج و درد و ماتم نیست

پرنده اهل شکوه و اهل گلایه و غم نیست

و خوش به حال هوایش

و خوش به حال دلش

و خوش به حال پرنده

                                که مثل آدم نیست!

                                                                " مجتبی کاشانی "

 |+| نوشته شده در  شنبه 1389/03/08ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 

در پشت چارچرخه ای فرسوده

کسی خطی نوشته بود:

" من گشته ام، نبود!

                                تو دیگر نگرد،

                                                 نیست! "

این آیه ملال

                در من هزار مرتبه تکرار گشت و گشت

چشمم برای این همه سرگشتگی گریست...

چون دوست در برابر خود می نشاندمش

تا عرصه بگوی و مگوی می کشاندمش

در جستجوی آبی حیات؟

در بیکران این ظلمات آیا؟

در آرزوی رحم؟ عدالت؟

دنبال عشق؟

دوست؟

...

ما نیز گشته ایم!

و آن شیخ نیز با چراغ همی گشت...

آیا تو نیز چون او " انسانت آرزوست؟ "

گر خسته ای بمان و گر خواستی بدان؛

ما را تمام لذت هستی به جستجوست

پویندگی تمامی معنای زندگیست

هرگز

                " نگرد، نیست "

                                                سزاوار مرد نیست!

                                               

                                                                " فریدون مشیری "

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/05ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

همان يك لحظه اول

كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان

جهان را با همه زيبايي و زشتي

بروي يكدگر ويرانه ميكردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

كه در همسايه صدها گرسته ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم

نخستين نعره مستانه را اموش آندم

بر لب پيمانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

كه ميديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و آسمان را

واژگون ، مستانه ميكردم

 

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

نه طاعت ميپذيرفتم

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگر ها نيز كرده

پارع پاره در كف زاهد نمايان

سبحه صد دانه ميكردم

 

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يكي مجنون  صحرا گرد بي سامان

هزاران ليلي نازآفرين را كو بكو

آواره و ديوانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

پروانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

بعرش كبريايي ، با همه صبر خدايي

تا كه ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد

گردش اين چرخ را

وارونه بي صبرانه مي كردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

كه ميديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كُش

بجز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فكري

در اين دنياي پر افسانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم

 

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ، تاب تماشاي تمام زشت كاريهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من به جاي او چو بودم

يكنفس كي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد !    عجب صبري خدا دارد !

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/27ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 
به نام خدا

----------------

به تو سوگند

به نذر گل سرخ

و به پروانه که در عشق فنا می گردد

زندگی زیبا نیست

انچه زیباست تویی!

تو که اغاز من و لحظه ی پایان منی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/05ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 
به نام خدا
...................................
 
عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو! نه اگر قلب تو سنگي ست، بيا عاشق شو 
 
 آسمان زير پروبال نگاهت آبي ست! شوق پرواز تو رنگي ست، بيا عاشق شو 
 
 ناگهان حادثه ي عشق، خطر كن، بشتاب! خوب من، اين چه درنگي ست، بيا عاشق شو 
 
 با دل موش، محال است كه عاشق گردي! عشق، تصميم پلنگي ست، بيا عاشق شو 
 
 تيز هوشان جهان، برسر كار عشقند! عشق، رندي است، زرنگي ست،بيا عاشق شو
 
كاش در محضر دل بودي و ميديدي تو، بر سر عشق، چه جنگي ست! بيا عاشق شو
 
« مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز» صورت آينه زنگي ست، بيا عاشق شو 
 
 مي رسي با قدم عشق به منزل، آري... عشق، رهوار خدنگي ست، بيا عاشق شو 
 
 باز گفتي تو كه فردا!!! به خدا فردا نيست! زندگي، فرصت تنگي ست، بيا عاشق شو
 
كار خير است، تأمل به خدا جايز نيست! عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو
...............
یا حسین(ع)
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/03ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 
به نام خدا

................

 

نگاهت را به کسی دوز که قلبش براي تو بتپه

 چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه

 سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهای قلبت تو را بشناسه

 آرامش نگاهت رو به قلبی پيوند بزن که بي رياترين باشه

 لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه

رويايت رو با چهره ی کسی تصوير کن که زيبايی را احساس کرده باشه

 چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشيده باشه

 اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند

.

.

بس که نیومدم و سر نزدم ................ مونکم داره کمرنگ میشه!

چرا؟

یه زمانی مونکم واسه خودش یه عالمه حرفای خوب داشت!

به گذشته هاش نگاه کنین!

.............

یا علی (ع)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/24ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 

به نام خدا

 

*لیز خوردن یک بهانه است تا دستهایی که دوست داری محکم بگیری

*دل های بزرگ و احساس های بلند عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

*به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

*در دنیایی که نتوان در آن مردانه زیست مردانه مردن زندگیست

*امید،اشکی پر از شوق است که با لبخندی عمیق جاری است

 

روزاتون سرد

دلتون گرم

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط طاهره  | 
 
  بالا